على ربانى گلپايگانى

365

درآمدى به شيعه شناسى ( فارسى )

شيعه تصريح كرده‌اند كه در چنين موردى تقيّه جايز نيست ، زيرا لازمه‌ى آن اين است كه دين الهى هيچ‌گاه به مردم ابلاغ نگردد . چون معمولا ، پيامبران در آغاز بعثت دشمنان بسيارى داشتند ، و شرايط آنان از روشن‌ترين شرايط تقيّه بوده است ، هرگاه تقيّه براى آنان جايز باشد ، و به جاى اظهار توحيد ، اظهار كفر و شرك كنند ، دين حق به بشر ابلاغ نخواهد شد ، و اين ، يعنى نقض غرض آشكار نبوت . « 1 » مستثنيات تقيّه همان‌گونه كه يادآور شديم تقيّه - به‌ويژه تقيّه‌ى خوفى - اصلى است ثانوى و غرض عمده‌ى آن حفظ جان و شرف و مال ، و نيز حفظ دين و شريعت است ، حال اگر حفظ امور ياد شده متوقّف بر تقيّه باشد ، تقيّه واجب خواهد بود ، و اگر تقيّه نتيجه‌اى بر خلاف غرض مزبور داشته باشد ، حرام خواهد بود . اين‌گونه موارد را به عنوان مستثنيات تقيّه نام برده‌اند ، در اين‌جا مناسب است سخن امام خمينى را در موارد حرمت تقيّه يادآور شويم : 1 . در برخى از محرمات و واجباتى كه در نظر شارع و متشرعه اهميت ويژه‌اى دارند ، تقيّه جايز نيست ، مانند ويران كردن كعبه معظمه و مشاهد مشرفه ، رد كردن اسلام و قرآن ، و تفسير آن به گونه‌اى كه حقيقت دين تحريف گرديده ، و مانند مذاهب الحادى معرفى شود . 2 . هرگاه تقيّه كننده از موقعيت ويژه‌اى در ميان مسلمانان برخوردار است كه

--> ( 1 ) - ارشاد الطالبين : ص 303 - 304 .